باور اینکه ساز درامز یک ساز قدیمی و باستانی است کمی برای ما سخت میباشد زیرا این ساز را بیشتر در گروههای راک و جاز و.... دیده ایم و در ذهن ما به عنوان یک ساز مدرن نقش بسته است.
برای معرفی این ساز باید در همان ابتدا بگوییم که ما با یک مجموعه ساز رو به رو هستیم که شامل انواع ساز های کوبه ای مانند طبل سنج و... میشوند
در این مقاله به معرفی این ساز می پردازیم
البته این اجزا یک چیز مطلق و واحد نیستند و در سبکهای مختلف موسیقی متغیرند.
طبل بزرگ (Bass drum)
طبل فلور (Floor tom)
طبل کوچک (Snare drum)
جفت سنج (Hi-hat)
سنج چینی (China cymbal)
سنج کراش (Crash cymbal)
تام-تام (Tom-tom drum)
سنج راید (Ride cymbal)
سنج اسپلش (Splash cymbal)
در بررسی تاریخچه این ساز باید تاریخ تک تک اجزای تشکیل دهنده ی این مجموعه را بررسی کنیم که همانطور که در مقدمه اشاره ای به آن شد بسیار قدیمی اند ، و قدمت بعضی از آنها به ۵۰۰۰ سال می رسد، اما اگر بخواهیم تاریخچه ی این ترکیب که ما امروزه به اسم "درامز" میشناسیم را مرور کنیم، باید بگوییم که: تقریبا از سال 1860 بود که پرکاشنیست ها به استفاده از چندین ساز کوبه ای نظیر درام بیس،سنج و...در یک مجموعه روی آوردند،گذشت زمان و استفاده از درامز در تئاتر ها کمک زیادی به شناخته شدن این ساز کرد.
اما اقدام نهایی را در مقبولیت و شناخته شدن این ساز برادرهای لودویگ در سال 1909 انجام دادند و با تاسیس کمپانی Ludwig & Ludwig برای اولین بار در جهان سیستم پدالی درام بیس را در مقیاس تجاری تولید کردند.
درامر یا همان نوازنده ی درام با وارد کردن ضربه از طریق استیکرها (چوب های درامز) تولید صدا میکنند.
برای تهیه چوب های درام از چوب درختان متفاوتی استفاده می شود:
-1 چوب گردوی آمریکایی(Hickory): مقاومت بالا و خاصیت ارتجاعی بالا ،این چوب را به پرطرفدارترینِ چوب ها تبدیل کرده است
-2 بلوط (shira Kashi oak): این نوع چوب توسط شرکت pro mark در سال ۱۹۵۷به بازار ارائه شد و دارای مقاومت بسیار بالایی است.
-3 چوب افرا(Maple) :چوب افرا به دلیل وزن کمش بیشتر در کارهای استودیویی وکنسرتهای جز یا اجرا در سمفونیک به کار گرفته میشود.
نواختن درامز هم مانند هر ساز دیگری نیاز به تمرین تکرار دارد چه بسا که ساز درامز تقریبا فرار است، برای همین این تمرین ها باید مداوم باشند.
در این ساز نحوهی به دست گرفتن چوب ها نیز حائز اهمیت است، و از آنجا که درامز عضوی از خانوادهی سازهای کوبه ای است، اصول و شیوه ی نواختنش تاحدودی مانند همان سازها میباشد.
یک نکته ی جالب راجع به این ساز این است که شما به سلیقه خودتان میتوانید اجزای آن را تغییر دهید ! یعنی همان گونه که یک نوازنده ی سنتور انتخاب میکند با چه سبکی ساز بنوارد ، شما انتخاب میکنید با چند طبل سنج و.. به تمرین یا اجرا بروید.
و نکته ی دیگر این است که برای کم کردن صدای این سازهنگام تمرین پدهای مخصوصی به نام "پرکتیس پد" یا همان "پدهای مخصوص تمرین"وجود دارد، و لازم نیست نگران صدای زیاد این ساز هنگام تمرین باشید.
و اما حرف و نکته آخر اینکه اگر شما به یک نوازنده ی حرفه ای درامز تبدیل شدید در انتخاب سبک حرفه ای خود اصلا محدود نیستید و میتوانید در سبکهای زیادی از جمله: گرانج ، سول ، فانک ، ار اند بی و هوی متال بدرخشید!
در ماژورین آموزش آنلاین درام توسط بهترین مدرسین کشور ارائه میشود و شما میتوانید در هر کجا که هستید از این آموزشها استفاده کنید.
منبع: وبلاگ آموزش آنلاین ماژورین
شرلوک هلمز یا پوآرو؟،مسئله این است. قضیه ازاینجا شروع میشه که دوتا نویسنده ی درجه یک انگلیسی تصمیم به خلق دو تا کارگاه درجه یک تر ازخودشون میگیرن، یکی از این نویسنده ها آقای آرتور کانن دویل هست که در 22 می 1859 در اسکاتلند متولد شد و در سال 1886 بود که با نوشتن داستان های کوتاه حول یه شخصیت کارگاهی ، شرلوک را خلق کرد که البته طبیعی هست که در ابتدا شرلوک محبوبیت زیادی نداشته باشه.
و اما میرسیم به سرکار خانم آگاتا کریستی که البته چندین سال بعد از شرلوک و آقای آرتور متولد شد، و نویسنده خیلی موفقی در داستان های جنایی بود تا جایی که 66 کتاب در این ژانر نوشتت همچنین رکورد گینس پرفروشترین نویسنده داستان در تمام دورانها رو هم ازان خودش کرد و خانم مارپل هم این نویسنده خلق کرده.
اگه سری به اتاق فرار Blow Your Candles زده باشین حتما میدونین که این بازی تمِ کارآگاهی داره، و معروفترین کارآگاههای دنیا کیا هستن؟؟ آقای شرلوک هلمز و جناب آقای هرکول پوآرو! این دوتا شخصیت رو چقدر میشناسین؟؟
درسته که به نظر خیلیها هلمز و پوآرو دوتا شخصیت خیالی کارآگاهی هستن و شاید حتی بعضیها فکر کنن خانم کریستی از روی کارهای آرتور کپی کرده؛ ولی واقعیت اینه که این دو نفر خیلی خیلی با هم فرق دارن. که در مقاله تفاوت هاشون رو بررسی میکنیم.
بیاین از ظاهرشون شروع کنیم!! شرلوک هلمز سن حدودا 30 ساله، چشمان خاکستری، موی مشکی، بینی کشیده و هیکل ظریف ولی بلندقدی داره. کلاه کلاسیک، پیپ خاص خودش، کت بلند و ذرهبین معروفترین شاخصههای ظاهری شرلوک هستن. درحالیکه پوآرو نسبتا قد کوتاهه، حدوا 60 سالشه، کت و شلوار میپوشه، همیشه یه عصا همراهشه و از همه مهمتر یه سیبیل هرکول پوآرویی داره!! درسته که پوآرو بسیار باهوش بهنظر میرسه؛ ولی طی سده گذشته شرلوک به نماد کلاسیک یه کارآگاه تبدیل شده.
بعد از ظاهر کارآگاهها به یه سوال مهم و اساسی میرسیم: کدومشون باهوشتره؟؟ البته نظر دادن درمورد ضریب هوشی دوتا شخصیت خیالی کار سختیه! ولی بذارین یه تلاشی بکنیم. شرلوک هلمز معمولا از سرنخهایی که در محل حادثه وجود دارن برای حل معماها استفاده میکنه. اون سرنخها رو پیدا میکنه و با تجزیه و تحلیل کردنشون به جواب میرسه؛ ولی پوآرو هرگز از صحنه جرم بازدید نمیکنه و معماها رو با ذهن و احساس ذاتیش حل میکنه. برای پوآرو دونستن پیشینه مضنونین مهمتره، و با تحلیل کردن شخصیت افرادی که درگیر یه حادثه هستن معما رو حل میکنه. میشه گفت پوآرو هوش اجتماعی بالاتری داره و درعوضش شرلوک شیمیدان بهتریه و مسائل علمی رو بهتر درک میکنه. شرلوک از لحاظ فیزیکی فعالتره و همهش داره سرنخها رو دنبال میکنه اما پوآرو دوست داره یه جا بشینه و افراد و رخدادها رو توی ذهنش بسنجه. یه نکته منفی درمورد شرلوک اینه که از مواد مخدر استفاده میکنه تا کارایی مغزش رو بالا ببره و مسائل رو حل کنه. بهطور کلی شرلوک از علم و فناوری و پوآرو از روانشناسی و منطق استفاده می کنن، پس نتیجهگیری خیلی سخته! ولی شاید بشه گفت پوآرو بهتر از مغزش کار میکشه!
سوال بعدیمون بیشتر درمورد نویسندههاست؛ کدوم شخصیت بهتر نوشته شده؟؟ آرتور کانن دویل و آگاتا کریستی هردو نویسندگان بزرگی هستن که خودشون رو وقف ادبیات کارآگاهی و جنایی کردن و آثار این دو نویسنده بارها و بارها تحسین شدن. هرکول پوآرو شخصیتی زیرک داره، با استفاده از هوش اجتماعی و بهره بردن از روانشناسی مشکلات و معماها رو حل میکنه. نقد منتقدین ادبی نسبت به داستانهای پوآرو اینه که آگاتا کریستی با تمرکز بسیار بالا معماهای پیچیده و خلاقانهای نوشته که حل اونها فقط از کارآگاه فوقالعادهای مثل هرکول پوآرو برمیاد! ولی تمرکز و انرژی مساوی برای توصیف شخصیت هرکول پوآرو صرف نشده و این قضیه باعث شده خوانندهها آقای پوآرو رو اونطور که باید و شاید نشناسن. همچنین ابتدا و انتها داستانهای کریستی مسحورکنندهست ولی وسطای داستان اونقدر همهچیز پیچیده میشه که برای خواننده جذابیتش رو از دست میده. در مقابل شرلوک هلمز رو داریم، شاید بعضی از وجنات شرلوک مثل پوآرو برای طرفداران ناشناخته مونده باشن، ولی ظرافت آرتور برای خلق این شخصیت بیشتر بوده و این ناآگاهیها به قسمتی از شخصیت مرموز آقای هلمز تبدیل شدن. همچنین شرلوک هلمز معمولا با دکتر واتسون همراه میشه و این دو نفر یه تیم جذاب رو تشکیل میدن. در حقیقت زمانی که رمانهای آرتور کانن دویل رو میخونید داستان ماجراهای شرلوک هلمز از زبان دکتر واتسون بیان میشن. همه این موارد دست به دست هم دادن تا باعث بشن شرلوک هلمز یه شخصیتپردازی ماندگارتر داشته باشه و بهیاد موندنیترین تصویر رو در ذهن مخاطبش ایجاد کنه.
حالا که خوب با این دو نفر آشنا شدیم بذارین چندتا حقیقت جالب هم درموردشون بهتون بگم.
1. آرتور کانن دویل شخصیت شرلوک هلمز رو با الهام از یکی از اساتیدش نوشته. این استادِ آرتور به قدری تیزبین و دقیق بوده که بیماری مریضها رو در یک لحظه و با مشاهده علائم ظاهریشون تشخیص میداده.
2. از شرلوک هلمز بیشتر از 220تا فیلم ساخته شده!
3. ملکه ویکتوریا از طرفداران شرلوک بوده!
4. آرتور کانن دویل بعد از مدتی نوشتن درمورد شرلوک خسته میشه و این شخصیت رو میکشه!! ولی بعد ناشرها بهش التماس میکنن تا شرلوک رو به زندگی برگردونه و به نوشتن ادامه بده.
5. حدس زده میشه آیکیو شرلوک معادل 190 باشه... آیکیو انیشتین 168 هست!
6. پوآرو قبل از اینکه کارآگاه بشه افسر پلیس بوده!
7. پوآرو وسواسی بوده، تا جایی که توی یکی از کتابها میگه "خیلی بده که تخممرغها اندازه هم نیستن!"
8. آگاتا کریستی 33 رمان بلند و 59 داستان کوتاه با حضور هرکول پوآرو نوشته.
9. پوآرو قدکوتاه و نسبتا چاقه.
منبع : بلاگ اسکیپ کیوب